1- بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اردبیل، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی(تات)، اردبیل، ایران ، saber.seifamiri@gmail.com
2- گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
چکیده: (692 مشاهده)
پیشینه پژوهش و هدف: تنش خشکی مهمترین عامل محدودکننده عملکرد کلزا در مناطق دیم است و انتخاب ژنوتیپهای متحمل بر اساس شاخصهای فیزیولوژیک، راهکاری مؤثر برای کاهش این خسارت محسوب میشود. این پژوهش با هدف ارزیابی شاخصهای کیفی و بیوشیمیایی بهعنوان بیومارکرهای تحمل و شناسایی ژنوتیپهای متحمل کلزا به خشکی اجرا گردید.
روشها: آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و در دو سال زراعی اجرا شد. فاکتور اصلی شامل سه رژیم آبیاری (آبیاری کامل، قطع آبیاری از مرحله گلدهی و قطع آبیاری از مرحله خورجیندهی) و فاکتور فرعی شامل ۱۱ ژنوتیپ کلزا بود. صفات اندازهگیریشده شامل عملکرد روغن، پروفیل اسیدهای چرب و میزان گلوکوزینولات دانه بود.
نتایج: تنش خشکی بهویژه در مرحله گلدهی، کاهش معنیدار عملکرد روغن را بهدنبال داشت. از میان ۱۱ ژنوتیپ مورد بررسی، ژنوتیپهای Jerome (در تنش پس از خورجیندهی) و Saffar (در تنش پس از گلدهی) بهدلیل پایداری بیشتر در حفظ عملکرد روغن و تغییرات محدودتر در پروفیل اسیدهای چرب، بهعنوان ژنوتیپهای متحمل به خشکی شناسایی شدند. در مقابل، ژنوتیپ Zafar با افزایش 148/7 درصدی اسید اروسیک و کاهش 32/6 درصدی اسید پالمیتیک، حساسترین واکنش بیوشیمیایی را نشان داد. ژنوتیپهای Julius و RGS003 نیز با وجود حساسیت بیشتر به تنش خشکی، در شرایط آبیاری کامل بیشترین عملکرد روغن را داشتند.
نتیجهگیری کلی: تحمل خشکی در کلزا لزوماً با پتانسیل عملکرد زیاد همراه نیست. ژنوتیپهای Jerome و Saffar با سازوکار حفظ پایداری متابولیکی، برای کشت در مناطق مستعد تنش خشکی انتهای فصل پیشنهاد میشوند، در حالی که ژنوتیپهای Julius و RGS003 گزینههای مطلوبی برای شرایط آبیاری کامل هستند. بنابراین، انتخاب ژنوتیپ مناسب برای مناطق کمآب نیازمند در نظر گرفتن همزمان «تحمل فیزیولوژیک» و «پتانسیل عملکرد» است.