1- ، saber.seifamiri@gmail.com
چکیده: (57 مشاهده)
پیشینه پژوهش و هدف: تنش خشکی مهمترین عامل محدودکننده عملکرد کلزا در مناطق دیم است و انتخاب ارقام متحمل بر اساس شاخصهای فیزیولوژیک، راهکاری مؤثر برای کاهش این خسارت محسوب میشود. این پژوهش با هدف ارزیابی شاخصهای کیفی و بیوشیمیایی بهعنوان بیومارکرهای تحمل و شناسایی ژنوتیپهای متحمل کلزا به خشکی اجرا گردید.
روشها: آزمایش بهصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و در دو سال زراعی اجرا شد. فاکتور اصلی شامل سه رژیم آبیاری (آبیاری کامل، قطع آبیاری از مرحله گلدهی و قطع آبیاری از مرحله خورجیندهی) و فاکتور فرعی شامل ۱۱ ژنوتیپ کلزا بود. صفات اندازهگیریشده شامل عملکرد روغن، پروفایل اسیدهای چرب و میزان گلوکوزینولات دانه بود.
نتایج: تنش خشکی بهویژه در مرحله گلدهی، کاهش معنیدار عملکرد روغن را بهدنبال داشت. از میان ۱۱ ژنوتیپ مورد بررسی، ارقام Jerome (در تنش پس از خورجیندهی) و Saffar (در تنش پس از گلدهی) بهدلیل پایداری بیشتر در حفظ عملکرد روغن و تغییرات محدودتر در پروفایل اسیدهای چرب، بهعنوان ژنوتیپهای متحمل به خشکی شناسایی شدند. در مقابل، رقم Zafar با افزایش ۱۴۸.۷ درصدی اسید اروسیک و کاهش ۳۲.۶ درصدی اسید پالمتیک، حساسترین واکنش بیوشیمیایی را نشان داد. ارقام Julius و RGS003 نیز با وجود حساسیت بیشتر به تنش، در شرایط آبیاری کامل بیشترین عملکرد روغن را تولید کردند.
نتیجهگیری کلی: تحمل به خشکی در کلزا لزوماً با پتانسیل عملکرد بالا همراه نیست. ژنوتیپهای Jerome و Saffar با مکانیسم حفظ پایداری متابولیکی، برای کشت در مناطق مستعد تنش انتهای فصل توصیه میشوند، در حالی که ارقام Julius و RGS003 گزینههای مطلوبی برای شرایط آبیاری کامل هستند. بنابراین، انتخاب رقم مناسب برای مناطق کمآب نیازمند در نظر گرفتن همزمان «تحمل فیزیولوژیک» و «پتانسیل عملکرد» میباشد.